راه بندان تهران شمال خرداد 1392

چند روز گذشته فرصتی بود برای خانواده ای مثل ما که بعد از تعطیل شدن بچه ها و فروکش کردن فضای کاری و با فرصتی که پیش آمده اندکی بتوانیم نشاط را به روحیه و خانواده خود برگردانیم و بقولی یک ریفرش بکنیم .....برای این کار تمام پیش بینی ها را کردم که بچه ها اذیت نشوند مثلا ساعت 3:30 صبح سه شنبه همه را بغل کردم و به ماشین بردم و بارو بندیل را هم شب قبل بستم .....ساعت 4:30 صبح عازم شدم و مقصد نور در شمال ایران بود .....تا پلور در جاده هراز همه چیز سر جایش بود و ساعت 6 به منطقه پلور رسیدم .....به یکباره با ازدحام ، راه بندان و بسته بودن جاده روبرو شدیم و دریغ از پلیس راه ، گشت ویژه ....نیروی امداد و یا یک راهنما از خیل هزاران مالیات بگیر و باج بگیر و مصرف کننده بیت المال که به درد این همه مسافر در بند که راه پس و پیش نداشتند برسد......مثل گله گوسفندان به یک راه فرعی روستایی که مابین جاده هراز و فیروزکوه بود رانده شدیم و 80 کیلومتر پر ترافیک در مسیری که بعلت گاز کشی روستایی به مسیر اضافه شد بارها در این جاده در صفهای طولانی گرفتار شدیم و باز حرکت کردیم و نهایتا ساعت 11به جاده فیروکوه رسیدیم ..  بنزینی زدیم و باز در حوالی پل سفید به بن بست آهنی رسیدیم ....نمیدانم بایستی اسم این فاجعه را بی خیالی بگذاریم ...عدم کفایت مدیران.... مخالفت مسئولین با مسافرت مردم در فاصله 13-15 خرداد هر سال ......بی عرضه گی مسئولان راهداری و پلیس راه .....ماحصل همه اینها این بود که ما در محدوده پلیس راه قبل از مازندران اصولا آدم مسئولی ندیدیم فقط چند سرباز جزء پلیس بودند که فاقد توانایی در مدیریت این دو محور اصلی بودند ....نهایتا با ورود به محدوده پلیس راه مازندران حاصل بی کفایتی ها تقدیم استان مازندران شد و ایشان هم زیر بار هجوم مسافران دو محور که الان تماما روی خط فیروزکوه متمرکز شده بودند تنها توانستند له شوند ! با آنکه هر سال هجوم مسافران به شمال و دیگر نقاط کشور در این محدوده تعطیلات قابل پیش بینی و الزاما قابل برنامه ریزی است یک راه حل ساده آن این بود که مسافران شمال به تهران را که بسیار تعداد ناچیزی داشتند روز قبل ترغیب به حرکت نموده و اعلام می کردند در روز 13 جاده یک طرفه است به سمت شمال/رودر بایستی که نداریم اگر مخالف مسافرت مردم هستند اعلام کنند که از سال دیگر کسی برای این ایام برنامه ریزی نکند که البته بعید است کسی در این کشور تعطیلات را محدود به نظر خاصی کند وگرنه وظیفه تمام مسئولین است که ترددات جاده ای را مدیریت ، ساماندهی و حمایت نمایند.....در روز یاد شده اگر کسی بیمار و یا تصادف کرده ای داشت قطعا چاره ای برای خروج از این بحران نداشت........مسئولین استان مازندران هم با اصرار بر حفظ مسیر برای عبور دوطرفه، به تخلیه مسیر کمکی نکردند....نهایتا بعد از 20 ساعت رانندگی در شرایط بسیار دشوار که امکان تصادف را هم بالا می برد توانستم به نور برسم و باید بگویم اطلاع رسانی هم در این زمینه اصلا صفر بود یعنی بعد مشخص شد که محور هراز هم پس از چند ساعت باز شده که حداقل پلیس می توانست در منطقه انحراف به فیروزکوه حاضر و اطلاع رسانی نماید تا مسافرین اینچنین اسیر بازی چند کودک ذهنی که درپس آژیر و ماشین پلیس مخفی بودند نشوند
! ساعات انتهایی شب تنها تعدادی لباس شخصی ، بسیج و سپاهی در جاده بودند که مدیریت کاری آنها مشخص نبود با کیست .....نهایتا با توقف مسیر رو به تهران و یک طرفه شدن مشکل انسداد جاده تا حدی بر طرف گردید و خاطره ایامی خوش در ذهن بیش از 700هزار نفر مسافرین این دو محور هراز و فیروزکوه ماند که بعد متوجه شدیم در محور های چالوس ، کرج ، رشت نیز مشکلات اینچنینی ولی با ابعاد کمتر وجود داشته است.

/ 1 نظر / 8 بازدید