آی آدم ها!

نمي دونم چطور شد كه شروع كردم به نوشتن اين مطلب ولي احساس مي كنم يك حالت تنهايي د روجودم باعث نوشتن مي شه و علت اصلي اون هم اين است كه جديدا بسيار به كساني كه يك كار را نيمه كاره رها مي كنند بر مي خورم و دائم از خودم مي پرسم آيا اين يك ناهنجار اجتماعي است كه بخصوص در ميان نسل جوان شيوع پيدا كرده و يا نمي دونم اين احساس به نوعي به من زنگ خطر ميده براي چيزي كه انگار دور و بر ما رو پر كرده و ما از اون غافليم . مي خواستم با مطرح كردن اون ببينم شما هم آيا يك همچين حسي را پيدا كرده ايد يا نه؟<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

مي دونيد داستان براي من از اينجا شروع شد كه من در گشت و گذارم در اينترنت و بخصوص وبلاگ هاي ايراني جديدا دائما با وبلاگ هايي كه مدت 6 الي 7 ماه است در آن مطلب نوشته نشده زياد برخورد مي كنم البته اين مسئله را در ميان وبلاگ هاي خارجي هم زياد ديده ام ولي براي من الان مسئله داخلي اولويت بيشتر ي داره ……من خودم حدود  يكسال پيش دچار يك نوع دلزدگي از محيط وبلاگم شدم و يه مقدارم عدم تمركز ذهني ام به آن دامن زد و تا مدتي در آن مطلب نمي نوشتم ولي هيچ موقع نشد كه بيشتر از دو ماه در آن مطلب نگذارم و دائما به آن سر مي زدم ببينم آيا كسي به ياد من بوده ؟آيا برام پيغام گذاشته ؟و اصولا آيا بود و نبود من و نوشته هاي من براي كسي مهم بوده يا نه ؟ نمي دانم آيا شده كه به نقطه اي دور افتاده كه در آن بقاياي يك اثر باستاني موجود است برويد يا نه؟مي دونيد چه حسي به آدم دست مي ده موقعي كه فكر مي كني يه زماني يك تمدن قديمي در اونجا وجود داشته و كلي ادم در ان منطقه سكونت داشته است و وقتي آن را در آن حالت فراموش شده و خالي از سكنه مي بيني …….حالت من وقتي به اين وبلاگ هاي فراموش شده مي رسم يك همچين حالتي است …..جايي كه زمان اظهار نظر و صحبت چند جوان و همفكر و….بوده حالا به بوته فراموشي سپرده شده است.

يكي از بزرگترين دليل هاي اين  وازدگي دارندگان وبلاگ ها عدم مشاركت بازديد كنندگان در اعلام حضور خود است .بعني همه بينندگاني خاموش و بي تفاوت هستند كه فقط شماره كانترهاي شمارشگر هاي صفحه را مي چرخانند بدون اينكه نظري چه مثبت و چه منفي بدهند……..و انگار وبلاگ نويسان با ننوشتن مي خواهند بازتاب اين قشر ادم ها را به چشم ببينند!نمي دانم اين حالت بي تفاوتي يك جوري همه گير شده در هر فعاليت فكري هنري و يا اصولا هر كاري كه به مشاركت چند نفر احتياج داره……مي خواهي يك فعاليت جمعي بكني انگار همه نظاره گرند……نمي دانم اين آدم ها هيچ موقع در مدرسه و يا جاي ديگه براي همكاري با بقيه آموزش داده نشده اند ….آيا هميشه تو حياط مدرسه مي نشستن و فوتبال بازي كردن بقيه رو نگاه مي كردن از ترس اينكه مبادا شلوارشون سوراخ شه……؟؟؟؟؟اونهايي كه خودشون در وبلاگشون يا زندگيشون با يك همچيم معضلي برخودرد مي كنند نظرشون رو بگند…….آهاي آدم هايي كه فقط مي خونين شما هم يه چيزي بگيد

 

/ 0 نظر / 16 بازدید